سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
339
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
حالى كه مضمون خبر با فرموده ابن جنيد تطبيق نمىكند زيرا در حديث مزبور ملاك تفصيل اجتماع و افتراق مقذوفين قرار داده شده به اينمعنا كه اگر براى مطالبه حدّ مجتمعا بيايند حدّ واحد بوده و اگر متفرّقا حاضر شوند براى هريك حدّى جداگانه ثابت مىگردد و در هردو فرض در اين حديث فرقى بين وجدت قذف و تعددش گذارده نشده در حالى كه ابن جنيد ملاك تفصيل را امر ديگرى دانسته و فرموده : اگر قذف واحد باشد حدّ مطلقا واحد است چه مقذوفين مجتمعا حاضر شده و چه متفرقا و در صورتى كه قذف با الفاظ متعدّد صورت بگيرد اگر مجتمعا بيايند حدّ واحد بوده و در صورتى كه متفرّقا حاضر گردند حدّ نيز متعدّد مىشود و با وجود اين اختلافى كه بين فرموده ابن جنيد و مضمون روايت است چطور مىتوان مدرك اين كلام را حديث مزبور قرار داد . تنبيه سپس شارح عليه الرحمه مىفرماين : ظاهرا كلمه [ جماعة ] در صحيحه جميل صفت است براى [ قوم ] نه [ قذف ] چه آنكه لفظ [ قوم ] به جماعت نزديكتر از كلمه [ قذف ] مىباشد مضافا به اينكه تعبير به [ جماعت ] با صفت بودنش براى قوم انسب است بلى ، كلام ابن جنيد را وقتى وجيه و پسنديده مىتوان قرار داد كه [ جماعة ] صفت براى [ قذف ] كه از فعل [ افترى ] فهميده مىشود باشد و از جماعت قذف متعدّد اراده نموده در حالى كه اين معنا جدّا بعيد مىباشد .